تبليغاتX
عشق

عشق

 

شب خورشيبد خانم رفته ، هوا تاريكه تاريكه

                          خودت دوري صدات اما چقد شفاف و نزديكه

يك سلام پر رنگ و چند نقطه چين به علامت چند سوال كم رنگ كه وقتي مي آيي مي روند و هر وقت مي روي دوباره بر مي گردند و يك دقيقه سكوت به احترام تمام لحظه هايي كه رفتند تا بمانند .

حالا كه دارم از چكه هاي كوچيك اشك واسه كلمه هاي آشفته ذهنم يه چيزي شبيه قايق مي سازم اينجا شبه ، نه فكر كني حالا شبه ، نه عزيزم هميشه شبه تا تو يه وقتي ، يه روزي از راه دور با يه فانوس نقره اي بياي و يه ريزه نور بپاشي رو غريبي اين دشت .

گاهي خبر بگير ببين اينجا كه به روز اسمشو گذاشتن زندگي چه جوري بدون تو ، به كام آرزواي يه آدم زهرش مي شه ، يه لطفي كن هر ثانيه به اين فكر نازنينت ياد آوري كن ببين چقد دوست دارم گرچه خودش بهتر مي دونه ، نكنه غصه بخوري نازينيم ، مي خوام دنيا نباشه اگه يه دونه مرواريد از آسمون چشماي نازت بريزه رو كتاب زندگيت ، آرزومه كه تو مسابقه ي سرنوشت مدال اول خوشخبتي رو بندازم گردنت .

يادته اون وقتا هر چقدم كه پيش هم بوديم واسه حرفايي كه معلوم نبود يه هو از كجا سرازير مي شن وقت كم مي اوريدم اما حالا درست برعكس اون وقتا گاهي حرف كم مي اورديم ، يادته اون وقتا هميشه يادت بود ، همه چي يادت بود ، بادت وبد كه چي صدام كني ، چقد با مهربوني مي گفتي مهسا  ، اما حالا سالي ، ماهي ، يه بارم كه مياي صدام كني قبلش يكي دو تا اسم مي گي تا يادت بياد اوني كه هر لحظه هزار بار واست مي ميره اسمش چيه ؟ك نمي دوني چقد دوست دارم ، يادته با مهسا گفتنت دنيا تكون مي خورد اون وقت همه حسرت عشق مقدسمونو مي خوردن ، يه جوري مي گفتي مهسا كه انگار هزار تا حرف نگفته لابه لاش پاشيده بودي ،شايد اون وقتا مهسات بودم اما حالا .... اما حالا ام گلي ، نازنيني ، حالا هم مثل اون وقتا عاشقتم ، مي ميرم واسه يه لبخند نازت ، جرقه ي نگاتو با هزار تا دنيا عوض نمي كنم ، دلم مي خواد آسمون و زمين و سياره ها و ستاره ها آواره شن رو تك تك آرزوهام ، اما نگاه قشنگت تو ، تو مسير زندگي يه خراش كوچيكم برنداره ، فقط دلم مي خواد بگي چيكار كردم ؟؟؟؟

كاش يه معجزه بشه ، چه مي دونم مثلا يه پيغامي از آسمون واست بياد يكي بگه كه من چقد دوست دارم ، اين آخري اگه بشه ديگه هيچي نمي خوام ، اينم درد دلاي دلم مي خواست خودش فواران كنه كه كرد .

سهراب مي گفت :زندگي رسشم خوشاينديست،من مي گويم زندگي رسم خوشايندي نيست زندگي اجبار ست ،لاجرم بايد زيست .

ببخشيد دير شد ، حالا ديگه روي ماه تو با يه دنيا عشق عجيب از همين جا يعني نزديك نزديك مي بوسم و مي سپارمت دست اوني كه عشقتو سپرد دست دل من .

                                              هميشگي ترين ديونه و ابري ترين عاشقت ـ مهسا

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 19:12 توسط مهسا و علی |


 

زندگی بی تو برام چون شب تاره

بخت من بی تو همون بخت سیاهه

بی تو دنیا واسه من چون دل کوره

دل من بی تو دلی ز دنیا خونه

راستی من با این دل زار دیونه

چه کنم که شاید آروم بمونه ؟

دیگه این دل نمی خواد بی تو بمونه

دیگه ای دل نمی خواد زنده بمونه

                                                                              دوست دارم با تمام وجودم

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 18:23 توسط مهسا و علی |


 

زمستان در راه است

باد می آید و می رود

باران می آید و می رود

اما ...

تو نه از جاده می آیی و نه از قلب من می روی

                                                                                    دوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 18:29 توسط مهسا و علی |


 

ای همه دار و ندارم

ای قشنگ روزگارم

من به عشقت عادتی دیرینه دارم

                                                                         دوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 18:28 توسط مهسا و علی |


بی تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و

 همه کس به تو گفتم های های گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس

را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهای بستم مثل اينکه کودک

هستم از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی و گفتی که باز هم در اين دنيای

 زيبا چشم بر خوبيها بستم

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386 22:53 توسط مهسا و علی |


از باده (نیست) سرخوشم ٬ سرخوش و مست

 بیزارم و دل شکسته از هرچه که (هست)

            من (هست) به (نیست) دادم ٬ افسوس که (نیست)

                        در حسرت (هست) پشت من پاک شکست

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386 21:23 توسط مهسا و علی |


 دوباره نمی خوام چشای خیسم رو کسی ببینه

یه عمره حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمیشینه

باز هم دلم گرفتو گریه کردم  ....... بازم به گریه هام میخندم

بازم صدای گریم رو شنیدم همه به گریه هام میخندن

بازم دوباره دلم گرفته

دوباره شعر هام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غمم چی بوده .... دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

  دوباره نمی خوام چشای خیسم رو کسی ببینه

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 23:19 توسط مهسا و علی |


عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو

زير باران خيس شوند عشق آن است كه

 يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري

 هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 15:41 توسط مهسا و علی |


فرق است میان من و پروانه 

 که پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 21:18 توسط مهسا و علی |


ای صمیمی  !

گاه بی گاه

لب پنجره خاطره ام می ایی

ای قدیمی ای خوب !

تو مرا یاد کنی یا نکنی

من به یادت هستم

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 21:10 توسط مهسا و علی |


ابی تر از انیم که بی رنگ بمیریم

            از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

            شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 21:4 توسط مهسا و علی |


خدایا

       خدایا

              خدایا

                     خدایا

دگر تاب پریشانی ندارم ...

نه از آهن نه از سنگم..........................

خدایا

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 22:5 توسط مهسا و علی |


اشکی که بی صداست

              دستی که بسته است

دلی که عاشق است

              حرفی که صادق است

شعری که بی بهاست

               شرمی که اشناست

                  دارایی من است ارزانی شماست

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386 20:58 توسط مهسا و علی |


       دوست دارم ۱۵ تا
از من خواستی که برم باشه من میرم ولی قول دادی منتظرم میمونی . به خدا ارزوی مرگ دارم. مهسا
نمیتونم دوریتو تحمل کنم ولی چون از من خواستی میگم چشم یک سال شاید دو سال یا سه سال
طول بکشه ولی تو مال منی باید منتظرم بمونی مهسا من به خاطر تو میرم . بدون که کارم تو این مدت
اشک و غصه بیشتر نیست . تو رو خدا هر کسی که این متن میخونه برای دعا کنه از همه التماس میکنم
برام دعا کنید که بتونم طاقت بیارم که مهسا رو از دست ندم که منتظرم بمونه . خدایا میخوام بمیرم که
شاید اینجوری اروم بشم ایشالا که هرچی از خدا بخاین بهتون بده ولی برای همه شما دعا میکنم بلایی
که سر من داره میاد هیچوقت تجربه نکنید ایشالا همیشه کنار عشقتون بمونین . اگر غلط املایی دارم به بزرگیتون ببخشید .
خدا شاهده کیبوردو نمیبینم تار میبینم . مهسا دوست دارم به ابولفضل قسم که قسم راستمه به خدا
قسم به فاطمه زهرا قسم به هر چی که میپرستی قسم که عاشقتم من بدون تو میمیرم بدون تو
نمیونم نفس بکشم .
              یا امام حسین کمکم کن

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 11:44 توسط مهسا و علی |


لالالالا گل پونه بیا که بدون تو دل خون بیا که بدون تو تن خستم لبریز از حس جنون لالالالالا گل لاله
زندگی بی تو واسم محال بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله گریه شده کار من و غصه
شده هم دم من قطر اشک تو چشمام شده شریک غم من خونه بدون تو شده مثل یه زندون سوت و کور
من موندم و هق هق واسه خاطره های جورواجور بیا که با اومدنت تموم میشه درد های من بیا که وقتی
تو باشی قشنگ میشه دنیای من . بدون که تو هق هق من جوز غم دوری حرفی نیست بدون دلیل
گریه هام جز بی تو بودن چیزی نیست برای من که عاشقم عشق همیشگی تویی اون که کنارش دل
خوشم فقط تویی تویی تویی

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 11:14 توسط مهسا و علی |


خدایا کمکم کن خودت میدونی دوستش دارم . میدونی که به خاطرش خیلی از کارا رو گذاشتم کنار
میدونی که به امیدش از خواب بلند میشم و به عشقش کار میکنم . با فکرش روز و شب میکنم شب با
این امید که خوابشو ببینم میخوابم . خدایا چرا این ترسو تو وجودم گذاشتی چرا هی میترسم که از
دستش بدم خدایا هیچی نمیخوام جز خودش . از من نگیرش من بدون اون میمیرم . چند وقته که افکارم
بهم ریخته علی که حتی تو بدترین شرایت خم به ابروش نمیومد کارش شده صبح تا شب گریه با اون
همه غرور ازش خواهش میکنم التماسش میکنم . کمک کن . دلم شور میزنه نکنه تنهام بزاره نکنه از
من خسته بشه . اخلاقم بد شده میدونم همش بهش گیر میدم به جای اینکه خوشحالش کنم همش
ناراحتش میکنم ولی میدونی که دست خودم نیست اگه گیر میدم اگه هر کاری میکنم به خاطر ترسمه
میترسم اخر منو سر این اخلاقام ول کنه بهش حق میدم . ولی نمیخوام نمیخوام نمیخوام نمیخوام
از پیشم بره میمیرم نزار که خسته بشه نمیدونم دارم چی مینویسم فقط یه التماس دارم یه خواهش
یا هرچی که میشه اسمشو گذاشت . کمکم کن که اونی بشم که میخواد چون هر کاری بخواد براش میکنم تا با من بمونه . دوستش دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 0:17 توسط مهسا و علی |


اگر می توانستم مجازاتت کنم
 
از تو میخواستم ......
 
به اندازه ای که تو را دوست دارم
 
مرا دوست داشته باشی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 20:15 توسط مهسا و علی |


صد بار صفر کردم و عاشق نشدم من

          

یک بار تو را دیدم و دیوانه شدم من

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 21:52 توسط مهسا و علی |


گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم

بعد از این بوسه دگر بار خطایی نکنم

بوسه دادی و چو برخاست لبم از لب تو

توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 11:22 توسط مهسا و علی |


      بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش

      طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 11:12 توسط مهسا و علی |


       با خیال تو بسر بردن اگر هست گناه

    با خبر باش که من غرق گناهم هر شب

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 13:26 توسط مهسا و علی |


هر رفتنی رسیدن نیست اما

برای رسیدن راهی جز رفتن نیست

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 18:47 توسط مهسا و علی |


ادمک اخر دنیاست بخند

ادمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد 

شوخی کاغذی ماست بخند

ادمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 18:43 توسط مهسا و علی |


من گرفتار سنگینی سکوتی هستم

                            که گویا 

               قبل از هر فریادی لازم است

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 18:17 توسط مهسا و علی |


وقتی از غربت ایام دلم میگیرد .

مرغ امید من از شدت غم میمیرد .

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم .

باز هم خاطره ها دست مرا میگیرد .

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 21:34 توسط مهسا و علی |


دوستت دارم مهسا

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386 20:34 توسط مهسا و علی |


JavaScript Codes

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

در تاریکی 3 شمع روشن کردم

اولی برای دیدنت

دومی برای بوییدنت

سومی برای بوسیدنت

و بعد هر 3 شمع را خاموش میکردم برای

در اغوش کشیدنت


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

تنها
حمیده
مهشید.امیرمهدی
بینوا
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم فروردین 1387

هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386


آرشیو موضوعی

دست نوشته های مهسا
دل نوشته های علی



    تعداد بازديدها: